گروه آموزشی فیزیک

خلاصهٔ تاریخ فیزیک‌دانان

طبق وعدهٔ هفتهٔ قبل، مباحث مربوط به نیوتون ادامه پیدا کرد و بدین ترتیب جلسات تاریخ فیزیک‌دانان در این سال تحصیلی به پایان رسید. البته دوشنبستان باعث شد این نشست با تاخیر شروع شود.تا آنجا گفتیم که نیوتون در دههٔ ۱۶۶۰ بنای فکری خود را پی‌ریزی کرد و به نتایج قابل توجهی هم دست پیدا کرد: حسابان را اختراع کرد، به قانون جاذبه پی برد و کشفیاتش در نورشناسی منشا اثر شد.اما در دههٔ ۱۶۷۰ نیوتون به کیمیاگری و الهیات پرداخت که آنچنان ثمری نداشت؛ جز اینکه او به برخی آموزه‌های مسیحیت شک کرد. این فعالیت‌ها تقریبا ۱۵ سال از عمر نیوتون را به خود اختصاص داد. در اواسط دههٔ ۱۶۸۰ ادموند هالی در مورد مدار بعضی اجرام سماوی سوالاتی از نیوتون پرسید و در نهایت او را تشویق کرد که آنچه در مورد دینامیک و نجوم می‌داند در کتابی جمع‌آوری و تدوین کند. و اینگونه بود که شاهکار نیوتون، یعنی کتاب "اصول ریاضی فلسفهٔ طبیعی" بعد از هجده ماه تمرکز و تلاش مداوم نوشته شد و با هزینهٔ ادموند هالی به چاپ رسید. نیوتون در این مدت به خواب و خوراک خود کاملا بی‌توجه بود و تمام سعیش بر این بود که از پیچ و خم مشکلات ریاضی کارش عبور کند. چنین تمرکزی و چنین جهدی در تاریخ علم شاید بی‌نظیر باشد. در این کتاب قوانین حرکت و قانون گرانش شرح داده می‌شوند و سپس بسیاری از پدیدار‌های شناخته شده(از جمله قوانین کپلر) از این قوانین پایه استنتاج می‌شوند.در سال ۱۶۹۶ نیوتون به سمت ریاست ضراب‌خانهٔ سلطنتی انگلستان منصوب شد و در آنجا هم تحولات زیادی ایجاد کرد. علاوه بر تغییراتی که در ضرب سکه و قوانین مالی انگلستان به وجود آورد، موفق شد عدهٔ زیادی از جاعلان پول در انگلستان را شناسایی کند و به محکمه بسپارد. جعل پول در آن زمان "خیانت به نظام" تلقی می‌شد و مجازات بسیار سنگینی داشت.در سال ۱۷۰۵ نیوتون به خاطر خدماتش به کشور ملقب به لقب Sir شد. او در کهن‌سالی هم ذهنی پویا و توانمند داشت و قادر بود مسائل را با تمرکز بالا حل کند.در سال ۱۷۲۷ نیوتون وفات کرد و در صومعهٔ وست‌مینیستر به خاک سپرده شد.

خلاصهٔ تاریخ فیزیک‌دانان

تصمیم بر آن شد که در دو جلسهٔ آخر تاریخ فیزیک‌دانان امسال(هجدهم و بیست و پنجم اردیبهشت) به دانشمندی بپردازیم که جایگاهی بی‌همتا در تاریخ علم دارد و نقطهٔ اوج انقلاب علمی بوده است. کسی که از شانهٔ غول‌ها(گالیله، کپلر، دکارت و...) بالا رفت تا بیشتر و عمیق‌تر از دیگران به جهان نگاه کند: آیزاک نیوتوندر جلسه‌ای که گذشت مختصرا زندگی و روزگار نیوتون شرح شد و در مورد بعضی کارهای او از جمله اختراع حسابان و کشف قانون جاذبهٔ عمومی مطالبی گفته شد. در جلسهٔ آتی به باقی‌ماندهٔ مطالب امروز و شاهکار نیوتون یعنی کتاب «اصول» و نیز نقش نیوتون در انقلاب علمی و فکری بشر خواهیم پرداخت. آیزاک نیوتون  Isaac Newton  متولد ۱۶۴۲ در وولستورپ، انگلستان؛ متوفی ۱۷۲۷ در لندن، انگلستاندر سالی که گالیله وفات کرد، آیزاک نیوتون در یک خانوادهٔ خرده مالک در روستای وولستورپ به دنیا آمد. از آنجایی که زودتر از موعد به دنیا آمده بود در هنگام تولد آنقدر نحیف و ضعیف بود که همهٔ اطرافیان مرگش را قطعی می‌دانستند. نیوتون هیچ‌گاه پدرش را ندید؛ چرا که دو ماه قبل از تولدش پدرش فوت کرد. اجداد نیوتون هیچ کدام سواد خواندن نداشتند! هنگامی که نیوتون سه ساله شد مادرش با پیرمردی مجرد ازدواج کرد و نیوتون را به پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش سپردند. خوشبختانه تحصیل در خانوادهٔ مادری نیوتون مرسوم بود! در نتیجه نیوتون به دبستان و سپس به دبیرستان رفت و سپس علی‌رغم مخالفت مادرش به کمبریج رفت. در آنجا سخت مطالعه می‌کرد و با آثار و افکار دکارت(از جمله هندسهٔ تحلیلی) آشنا شد و پی‌ریزی افکار بلند بعدی او در همین سالها انجام شد. هنگامی که بیست و سه ساله بود، طاعون انگلستان را فراگرفت و دانشگاه به مدت دو سال تعطیل شد. این فرصتی طلایی برای نیوتون بود تا به خانهٔ پدری‌اش برود و به استراحت و تفکر بپردازد. در همین دوره بود که حسابان را اختراع کرد و نیز در همین ایام فهمید نیروی وارد بر سیارات با عکس مجذور فاصله‌یشان تا خورشید متناسب است. در این دوران به اپتیک هم پرداخت و منشا اثر شد.دوران نوجوانی نیوتون مصادف بود با جنگ‌ها و کشمکش‌های داخلی در انگلستان. کشمکش‌هایی که منشا مذهبی و سیاسی داشت و در آن طرف‌های دعوا به دنبال قدرت مطلقه بودند و برای توجیه خشونتی که می‌ورزیدند از عدالت خداوندی سخن می‌گفتند. دیدن این دعوا‌ها موجب شد نیوتون نسبت به قدرت مطلقه و تک‌صدایی در جامعه بدبین شود و همواره تا جایی که می تواند در مقابل این انحصارطلبی‌ها و اقتدارگرایی‌ها بایستد. مثلا بعدها که پادشاه انگلستان قصد داشت نفوذ و استبداد خود را بر دانشگاه اعمال کند، نیوتون به خوبی از استقلال و آزادی دانشگاه در مقابل حاکمیت دفاع کرد و اجازهٔ چنین کاری را به پادشاه نداد.ادامه دارد...